سلام
واقعاً معذرت می خوام که نتونستم بهتون سر بزنم واقعاً متاسفم ولی این دفعه دیگه نه کامپیوترم خراب بود نه امتحان داشتم الانم یه هفته ای هست که نمی رم مدرسه از بس حالم گرفتس اگه شما هم جای من بودید این طوری بود متاسفانه پنج شنبه یکی از صمیمی ترین دوستانه من به رحمت خدا پیوست یکی از دوستام که امسال می شد نهمین ساله دوستیمون با اتومبیل تصادف کرده و درجا...
بهتره دیگه حرفی ازش نزنم چون واقعاً ناراحتم و هنوزم باورم نمی شه که این بلا سره این دوستم اومده برا همین تو تمامه این مدت نتونستم بیام اینجا و از یکی از دوستام خواستم که بیاد و به وبم سر بزنه که نمی دونم حالا اومده یا نه ولی ظاهراً فروم یووه رفته بوده خوب بگذریم متاسفانه هنوزم شرایطه مناسبه روحی ندارم شاید تا چند هفته یا حتی ماهه دیگه هم این طوری باشم ولی خوب سعی می کنم حالو هوامو عوض کنم و دوباره بیامو سر بزنم از تمتونم اگه تو این مدت آپ کردینو من نتونستم سر بزنم معذرت می خوام می دونید همین الانشم تمام کیبورد خیسه اشک شده واقعاً غمگینم!...
دیگه زیاد سرتونو درد نمی یارم!
بازم ممنون که سر زدید و منو فراموشم نکردید!
خدانگه دار!
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 14:11 توسط n.sh
|
